Sunday, July 22, 2012

... بغض

... زخمهایی بر روح و جان
 . از نامردمانی … نادان
. و زمانه ایی  نامراد
. نه هراس از این روزگار نامرد
. زخمهایت
. نامردمان
 و
. این روزگار
.هیچ کدام نمی پایند

 روزی در راه است
و می بینم
در پس پرده
جماعتی به پایت برمی خیزند
. دست کوبان و شاد
 و تو در اوج
... سرمست و
. آزاد و رهایی

 ... حالا... من می مانم و
    . اشک هایم
  . اشک شوق
 حالا ... من می مانم
...و

No comments:

Post a Comment