آهستهقدمبرمیداری،تا
نیلوفرابیشوی
میدانمکهنیلوفرابیشدنکاریبسسختاستودشوار
ادمفضاییازسفینهاشپیادهشد
رفتلبابوپاهاشوانداختروهمونشت
روباهارومارومازپشتسرنزدیکشد
نزدیکونزدیکتر
ادمفضاییپرسیدتوکییهستی
روباهگفتمنروباهم
روباهپرسیدتوکییهستی
ادمفضاییگفتمنمگرگم،یهگرگتیزدندونو
ازدیدارتخوشحالمروباهمهربون
روباهگفتنهتودروغمیگی،توخیلیشبیهادمهایی
یعنیدقیقتربگم،خودمونالیزابایدباشی
بههمونجذابیتوسردی
ادمفضاییگفتببینروباهمهربون
حواستباشهکهیهموقعاهلینشی
اگهمنودوستداری
بایدوحشیبمونی
منمیهروزمونالیزابودمولیگرگشدم
روباهازاونروزدارهتلاشمیکنهوحشیترباشهوفکرمیکنهخبمنکهکلاذاتموحشیهچرابایدوحشیتربشم
ادمفضاییهملبابنشستهودارهبرنزمیکنه